برج میلاد
برج میلاد
برج میلاد
تمایز در خلد برین
در شمال شهر یزد منطقه ای قرار دارد که از قدیم الایام یعنی از همان وقتی که به وجود آمد نام خلد برین را بر آن گذاشتند . خلد برین منطقه ای مداما در حال گسترش است . این منطقه به چندین بلوک تقسیم می شود و در هر بلوک خانه های متعددی در همسایگی هم قرار گرفته اند بلوک ها به قطعات عمومی و خصوصی قابل تفکیک اند . خانه ها در قطعات عمومی متعلق به اقشار گوناگونند به رغم قطعات خصوصی که بیشتر به قشر مرفه جامعه تعلق دارند و این امر می تواند نشان از پررنگ بودن تمایز طبقاتی در این منطقه باشد . قطعات عمومی و خصوصی به موازات هم قرار گرفته اند و در بین آن ها مسیر هایی برای رفت و آمد رهگذران تعبیه شده است . وسایل نقلیه تنها می توانند بر گرداگرد بلوک ها به حرکت در آیند و راهی برای عبور بینابین این قطعات برای آن ها در نظر گرفته نشده است . تمایز در این منطقه صرفا به عمومی و خصوصی بودن قطعات خلاصه نمی شود بلکه اگر دقیق شویم نماد های ریز تمایز در بین این قطعات به وضوح به چشم می آید . درب خانه های نمادی دیگری از تمایز است . رنگ آن ها در قطعات عمومی و خصوصی به کلی سیاه یا سفید است و در این جا درجه سیاهی و سفیدی تمایز بخش است . به عبارتی هرچه درب خانه ها به رنگ سیاه تمایل یابد درب گرانتر است . رنگ درب تنها عامل تمایز نیست چرا که طرح و نقش و نگار درب ها هم نوعی تمایل به برتری جویی محسوب می شود . از آن جا که در کنار برخی خانه ها گل وگیاه روییده و در کنار برخی نه این امر می تواند یکی از عوامل دارایی یا عدم دارایی سرمایه اجتماعی صاحب خانه باشد بدین دلیل که گل و گیاه نشان از وفاداری دوستان صاحب خانه به اوست که به دین شکل به خود تجلی داده است . در این بلوک ها قطعات خصوصی حال و هوای دیگری دارند . به رغم شلوغی قطعات عمومی قطعات خصوصی خلوت تر است که نشان از گرانبهاتر بودن زمین در این قطعات است . این قطعات را از آن جا که عده ای خانوادگی خریده اند بدان قطعات خانوادگی هم می گویند . پیش خرید زمین در این قطعات خود را به شکل بارزتری نسبت به قطعات عمومی نشان می دهد. در این بخش هم درب خانه ها عامل تمایز یکی از دیگری است یعنی هرچه سنگ درب خانه ها سیاه تر و حکاکی آن متبحرانه تر باشد نشان از تعلق آن به قشر مرفه تری است . داشتن یا نداشتن زمین در این قطعات به طور قطع نمی تواند تمایز بخش طبقاتی اقشار از هم باشد چرا که عده ای از قشر متوسط یا به خاطر تمایل به در کنار هم بودن و یا به خاطر کمال طلبی اقدام به خرید زمین در این نوع قطعات می کنند و این در حالی است که برخی ثروتمندان تمایل دارند زمینی در کنار دیگر اقشار داشته باشند . با وجود همه این ها می توان تمایل به در کنار هم بودن خانواده ها را نشانی از سرمایه اجتماعی قوی آن ها دانست . از کالبد خلد برین که بگذریم کنشگران این مکان توجه ما را به خود معطوف می کنند . قشر عظیمی از بازیگران این میدان افرادی هستند که برای دیدار اقوام و آشنایانشان که در این مکان خانه دارند قدم در این میدان می گذارند . تمایز این افراد از یکدیگر را می توان ازمراجعه آن ها به قطعات عمومی و خصوصی شناخت . علاوه بر آن دیدار کننده ها هرچه با صاحب آن خانه صمیمی تر باشند بیشتر احتمال دارد که با خود گل و شیرنی یا خوردنی های دیگر به منظور پذیرایی از دیگران بیاورند .نوع وسایل و مواد پذیرایی هم در این جا تمایز بخش است به عبارتی اقشار مرفه سعی برآن دارند از وسایل و مواد پذیرایی گران بهاتر به عنوان نمادی برای تمایز خود از دیگران ارائه دهند.بد نیست به این نکته اشاره کنم که زنان هم می توانند با پوشش خود در این تمایز بخشی نقش فعالی ایفا می کنند . و این امر به میزان پوشش و قیمت آن بستگی دارد. زنانی که به قشر مرفه و کمتر مذهبی تعلق دارند پوششی کمتر با بهایی گرانبهاتر دارند و آن هایی که متعلق به قشر مذهبی و مرفه اند پوشش گران بها و کامل تری دارند و این در حالی است که پوشش بقیه زنان درمیانه این طیف قرار می گیرد . چیزی که در این پوشش تمایز بخش نیست رنگ آن است اکثرا تمایل دارند سیاه بپوشند و این امر در مورد برخی مردان هم صدق می کند نکته قابل توجه این است که هرچه از مستقر شدن فرد در خانه های این منطقه کمتر گذشته باشد رنگ پوشش دوستان و آشنایان دیدار کننده بیشتر متمایل به رنگ تیره خصوصا سیاه است . چیزی که در مورد هر دو نوع قطعه صادق است . از جایگاه نشستن دیدار کننده ها در دفعات ابتدایی سر زدن به صاحب خانه نو مکان هم می توان به تمایز آن ها از هم پی برد مرفهین ترجیح می دهند در کنار هم بر روی صندلی بنشینند و هرچه پایگاه اقتصادی افرد پایین تر باشد بر زمین نشستن آن ها بارزتر است البته این نوع نشستن در این منطقه در حال رنگ باختن است چرا که هر روز که می گذرد طبقات بیشتر تمایل به همگون شدن می یابند همگونی که خود را در میان همه اقشار به شکل نشستن بر روی صندلی در هنگام سر زدن به صاحب خانه نشان می دهد . دیدار کننده ها تنها بخشی از بازیگران این میدانند و بقیه بازیگرانحاشیه ای اند که به چهار دسته تقسیم می شوند . آن ها گل فروشان اسب سواران ژنده پوشان و تهیدستانند . علت حضور آن ها در این میدان تنها به دست آوردن سرمایه اقتصادی است . گل فروشان دربرخی ورودهای این منطقه چشم انتظار فردی می ایستند که گل های درحال پژمرده شدنشان را بخرد و شانس تنها هنگامی با آن هاست که دیدار کننده ای که برای نخستین بار قصد دیدار صاحب خانه ای در این مکان را دارد از نزدیک آن ها عبور کند. از گل فروشان که بگذریم اسب سواران یکی دیگر از بازیگران جویای سرمایه اقتصادی این مکانند. آن ها با اسب های تمیز و چابک خود در بین بلوک های متعدد خلد برین می تازند به امید آن که کودک یا نوجوانی هوس اسب سواری به سرش بزندو بخت هنگامی یاریشان می کند که کودک و نوجوان مجذوب بتوانند از پدر و مادر خود به هر طریق ممکن اجازه اسب سواری بگیرند پس آن ها باید با اعمال نمایشی خود به بهترین نحو محرک انگیزه شوند . دسته دیگری از بازیگران ژنده پوشانند کسانی که در ازای دعای نیک برای صاحب خانه و دوستانش اندکی بر سرمایه اقتصادی خود می افزایندو وقتی خوش اقبالند که با خانواده های مذهبی یا دل رحم رو به رو شوند و دسته آخر تهیدستانند آن هایی که نه به امید دریافت پول بلکه به امید سیر کردن شکم خود و خانوادشان به این جا آمده اند . اکثر آن ها زنان و کودکانند و شمار کودکان چشمگیر تر است وقتی که کودکی دستان کوچک و کثیفش را پر از خوردنی هایی می کند که افراد برای پذیرایی با خود به این جا آورده اند و وقتی می بینی او به رغم برخی نگاه های تحقیر آمیز خوردنی هایش زیر چادر مادر فقیرش پنهان می کند پی می بری که فقر قرار نیست در آینده هم دست از سر جامعه بردارد .
گرچه تهیدستان ژنده پوشان اسب سواران و گل فروشان به خاطر حضور دیدار کننده ها در این مکان آمد و شد دارند اما صاحبان خانه در این مکان بازیگران اصلی اند که در خانه های خود آرمیده اند و درب آن را به روی هیچ کسی نمی گشایند. بی پرده بگویم همه ما روزی در این منطقه صاحب خانه می شویم منطقه ای که در هر شهری برای خود نامی دارد . راستی شما شهر مردگانتان را چه می نامید ؟