چهارشبه های نحس
چهارشنبه های نحس یا زندگی نحس ؟
فیلم چهارشنبه های نحس سرگذشت حماسه و مهدی دو جوان شهرک غرب نشین تهران است که به دور از خانواده خود در یک خانه مجردی با هم زندگی می کنند . به نظر می رسد سبک زندگی این دو اعم از نوع پوشش شیوه سخن گفتن نحوه غذا خوردن استعمال بی رویه دخانیات آداب معاشرت شغل و تفریحشان از مهم ترین عواملی است که از اکرن این فیلم جلوگیری به عمل آمده است .حماسه در منولوگ اولیه فیلم در حال مرور خاطرات خود چهارشبه ها را نحس می داند چون برایش تمام اتفاقات بد مثل کچل شدن و اخراج شدن از دانشگاه در این روز اتفاق افتاده است . اما به نظر عنوان مناسبی برای فیلم نیست چرا که در فیلم اتفاق بدی در روز چهارشنبه نمی افتد برای آن ها که همه چیز ا سیر روزمرگی هاست بایدزندگی نحس باشد نه چهارشنبه ها .حماسه و مهدی گرچه جوانان با غیرتی اند که به برخی اصول اخلاقی پایبندند اماحد و مرز جامعه را خود برای خود تعریف کرده اند . از گفتمان هایشان چنین بر می آید که یک شبه ره صد ساله را پیمودن در جامعه امروز حال به هرطریقی عاقلانه ترین کار ممکن است . جامعه ومردمش از نظر آن ها بیش از حد اسیر روزمرگی ها گشته اند لذا از هرچیزی که رنگی از اسیری و دربند زندگی شدن را دارد اجتناب می کنند .یکی از قشر هایی که در دیالوگ های بازیگران این فیلم به تمسخر گرفته می شود قشر کارمند است که زندگیش کسل کننده ترین نوع زندگی است . از این رو آن ها برای داشتن شغلی که سرشار از تنوع و به دور از اسیر کردنشان در چنگال خود با شد اخاذی را بر گزیده اند اخاذی چون ذاتا نکوهیده است آن ها را ملزم به وفاداری به تعهدی نمی کند .نمونه آن پرت کردن مدارک نوجوانی از شیشه ماشین به خیابان بود که به امید دریافت معافیت پژشکی برای سربازی در اختیارش قرار داده شده بود . کارمندان تنها قشر مورد تمسخر آن ها نبودند بلکه رابطه دوستی دختران و پسران هم از نظر آن ها مسخره می آمد . روانشناسان آرایشگران خوانده های رپ جدید هم مسخره می آمدند . اگر نگاهی منصفانه به رفتار این دو جوان داشته باشیم مقصر واقعی این نوع سبک زندگی تجربه شهری جدیدی است که با سرگذشتشان پیوند خورده است . آن ها در فضایی در حال زندگی اند که متعلق به مدرنیته بازتابی است بدان معنا که فضای اجتماعی بی ثبات متغیر و دارای معانی نا پایدار است و از این رو به روی بیرون گشوده است و این گشودگی اش خانه شهرنشینی وهویتشان را برای آن ها غیر جذاب ساخته است . علاوه بر آن سیالیت زندگی مدرن باعث شده آن ها هویتشان را بر پایه تعلق به یک هویت جمعی پایدار بنا نسازند و از این رو مشاهده کننده این فیلم احساس می کند آن ها زندگی بی هویتی را می گذرانند .اگر هویت فرد را این گونه تعریف کنیم که تصویری که فرد از خود می سازد و احساسی که نسبت به خود پیدا می کند بازتاب نگرشی است که دیگران نسبت به او دارند . در این فیلم با چیزی غیر از آن مواجه می شویم از نظر حماسه و مهدی که مدام بین ما و آن ها مرز بندی می کنند هویتشان خود ساخته است و اثری از بازتاب نگرش دیگران نسبت به آن ها را با خود ندارد برای مثال در منولوگ اولیه فیلم حماسه خود را در کنار سیگار موبایل و سویچش قرار می دهد و این یعنی ساخت هویتی بر پایه های جدید . وقتی آن ها معتقدند اگر مردم را بشناسی از همه آن ها بدت می آید دیگر دور از انتظار است که از آن ها توقع ساخت هویت بر پایه تعلق به یک هویت جمعی را داشته باشیم . اگر این فیلم به اکران عمومی در می آمد این خطر را داشت که نوجوانان با همذات پنداری با شخصیت های فیلم هویت مشابه آن ها برای خود بسازند اما جلوگیری از نمایش آن پنهان سازی زندگی بخش از حواشی جامعه است که در کمین مردم ساده لوح نشسته اند مردمی که ممکن است اگرخیلی باهوش باشند تنها در دام اخاذی آن ها گرفتار باشند لذا باید به مردم به گونه ای در مورد این نوع جوانان آگاهی داد نه این که برای پاسخ گویی به این سوال دشوار صورت مسئله را پاک کرد .