مکتب فرانکفورت و مابعد آن

ترجمه چکیده مقاله لیندی (مابعد مکتب فرانکفورت)

در این مقاله بحث بین هابرماس و پساساختارگرایان  در باره ذات انتقادی روشنگری مورد بررسی قرار گرفته تا برای نظریه انتقادی در مابعد از فرانکفورت طرحی به دست آید .

قسمت اول عناصر کلیدی نظریه هابرماس از عقلانیت ارتباطی را مورد بحث قرار می دهد .این عناصر کلیدی بازسازی مدرنیته  روشنگری  توسط هابرماس  و انتقادش از پساساختار گرایان است . این امر متمایل به بحث درمورد ارزیابی هابرماس نئوکانتی ها نظریه زبان  و انتادی است که هابرماس در تلاشش برای دفاع و کامل کردن پروژه مدرنیته به کار می برد .

قسمت دوم برخی زمینه های مشترک بین هابرماس و پساساختار گرایان را شرح می دهد و ارزش حفظ یک کشمکش دائم در بین انتقادهایشان  از مدرنیته روشنگری مورد بحث قرار می گیرد .این کشمکش ها مربوط به  تعهد به رویکرد نئوکانتی ها در مورد انتقاد  نسبیت زبانی و شکاکیت انتقادی می شود . در نهایت به این نتیجه می رسد که ویژگی هایی از کشمکش سازنده در مذاکرات  پست مدرنیست ها وجود دارد که اساسا مربوط به کار مارکس است .

تحلیل

تحلیل کتاب زندگی روزمره در ایران مدرن

کتاب زندگی روزمره در ایران مدرن تامل برانگیز می شود وقتی بعد از خواندن کتاب دیگر بار نگاهی به عنوان آن می اندازیم آیا به راستی آن چه در این کتاب از نظر گذشت زندگی روزمره  در ایران بود  که اگر بود فصل اول که به کلی  حاکی از این بود که نویسنده در صدد دست یافتن به یک نگاه انتقادی است  چه لزومی به گنجانده شدن در این کتاب را داشت و اگر این کتاب می خواهد نگاهی انتقادی به زندگی در ایران مدرن بیاندازد چرا نویسنده کلمه انتقاد  را در کنار عنوان کتاب ذکر نکرده است . آیا عنوانی مثل "نقد زندگی روزمره در ایران مدرن "یا "نگاهی انتقادی به زندگی روزمره در یران مدرن "مناسب تر نبود .

محتاط نبودنش به این هم خلاصه نمی شود او در مقدمه خود می گوید  از شش فیلم سخن به میان می آورد ودست به توصیف و تحلیل آن ها  می زند اما در پایان کتاب از فیلم هایی مثل قرمز  سگ کشی شب یلدا نیمه پنهان سخن می گوید  که نه در فهرست نامی از آن هاست و نه در بخش شرح فیلم . خانم لاجوردی در مقدمه این ادعا را می کند که در فصل سوم این کتاب نگاهی نقادانه به زندگی در ایران مدرن می اندازد در حالی که قسمت اعظم این فصل تفسیر فیلم قیصر و نیمه پنهان است و در نهایت با ربط دادن فیلم ها به طور انتقادی به هم پایان می یابد ا با پایان یافتن این  فصل چیزی که بتوان آن را کلیت زندگی ایرانیان  یا به قول هابرماس سیطره عمومی نامید دستگیرمان نمی شود  به بیان دیگر ما به کلیت زندگی در ایران مدرن با اطلاعاتی جزئی از فیلم ها  دست نمی یابیم واگر خیلی خوش بینانه به این کتاب توجه کنیم شاید بتوانیم با تفسیر انتقادی نویسنده از این فیلم ها به شناختی غیر مخدوش از زندگی خود و دیگران دست یابیم ولی به ابزاری مجهز نمی شویم تا قادر باشیم قواعد سرکوبگر سیستم را تغییر دهیم .

به نظر نمی آید ادعای او در این که فیلم ها مدعی زندگی اند که به هیچ وجه پیش از انقلاب نبوده اند درست باشد   او در فیلم زیر پوست شهر از بی عدالتی فاحش در جامعه سخن می گوید و در فیلم های سارا لیلا و فرشته  نه تنها از رواج فرهنگ مصرفی سخن می گوید بلکه از شناخت مخدوش انسانها از یکدیگر هم حرفی به میان می آورد اگر این جنبه ها در  فیلم ها ی گوناگون هم بخشی از پیامد انقلاب باشند آیاتناقضی با ادعای نویسنده مبنی بر این که انقلاب سراسر آگاهی بخش و در صدد بیدار کردن اقشار مردم بوده ندارد اگر بگوییم این ها پیامد ناخواسته انقلاب بودند  انتظار می رفت که او تک جانبه قضاوت نکند و تنها  پدیده انقلاب را مرز بین ایران مدرن و غیر مدرن نداند  . انتقاد دیگری که بر او وارد است این است که چرا او که مدعی شده انقلاب توان تغییر سرنوشت را به انسان ها داده در فیلم ها اثری از تغییر  سرنوشت نمی بینیم  لیلا  طوبا فرشته و رویا هیچ کدام به معنای واقعی کلمه نتوانستند سرنوشت خود را تغییر دهند و با وجود تمام تلاش هایشان  می بینیم برای ادامه زندگی راهی جز سر سپردن به قانون حاکم بر زندگی ندارند  وشاید فقط احسان توانست سرنوشت خود و کودکش را تغییر دهد آن هم با  احیای برخی سنت های گذشته .شاید بتوان به این جمع بندی رسید که زندگی روزمره در ایران مدرن تاب قهرمان بازی افراد را ندارند بر خلاف فدرستون که مرز بین زندگی روزمره و زندگی قهرمانی را جدا می کند و میگوید قهرمانان به این دلیل  از زندگی روزمره عزیمت می کنند که مورد پذیرش همان زندگی قرار گیرند در ایران قهرمانان با توجه به فیلم های تفسیر شده در این کتاب تنها وقتی مورد پذیرش زندگی روزمره قرار می گیرند که یا در برابر آن سکوت کنند یا از اعمال قهرمانانه فاصله گرفته به آرامی سر به تسلیم فرو آورند .

وبر در تقابل با دورکیم و مارکس

وبر در مقام یک فیلسوف

اگر مارکس را در زمره تضاد گرایان و دورکیم را در زمره نظم گرایان قرار دهیم حوزه تخصصی ای در جامعه شناسی نمی توان یافت که بتوان وبر را معطوف به آن دانست او را اساسا باید فیلسوف اجتماعی لقب داد چرا که هدفش مبتنی بر فهم بود او مدعی بود که در محدوده هر پژوهش خاص می بایستی محقق این امر را آشکار سازد که ایده های ارزشی راهنما پیشینی اند. او قصد داشت علاوه بر اثبات حضور و اهمیت آن ها از محتوای آن ها ابهام زدایی کند .او مدعی است ایمان به ارزش حقیقت علم محصول فرهنگ های خاص است و از این جا او لزوم فارغ از ارزش بودن داوری علمی را بیان می دارد . این ویژگی های فکری او را در تقابل با مارکسیسم قرار می دهد چرا که مدعی است مارکسیسم فرض های عینی و ذهنی را خلط می کند و از این رو به لحاظ علمی نسبت به داوری و پیش فرض های خود تعصب نشان می دهد .به عبارتی آگاهی اش از سرشت علم موجب گشته معنای علم تخصصی و عقلانی شده را مورد تردید قرار دهد چرا که این علم به صورت بخشی از سرمایه داری درآمده است .او پایبندی مارکسیسم به علم را انکار نمی کند آنچه او بر علیه اش به پا می خیزد عدم وجود سعه صدر علمی بر سر عینیت علمی است به عبارت دیگر چیزی که مورد حمله او قرار می گیردد باور علم به هنجار های عینی و اثبات پذیری عینی آن هاست در نهایت او نتیجه می گیرد چنین علمی نه راهی به سوی خدا نه راهی به سوی هستی حقیقی و نه راهی به سوی سعادت بشری است .

وبر تنها در تقابل با مارکسیستها قرار نمی گیرد اعتقادش مبنی بر این که روش علوم طبیعی و اجتماعی باهم متفاوتند او را در تقابل آشکار با دورکیم می گذارد چرا که دورکیم مدعی است پدیده های اجتماعی چون از حیطه اختیار ما خارجند به مثابه چهارچوب هایی اند که ما در آن قرار گرفته ایم و برای فهم علتشان باید آن را  پدیده های اجتماعی دیگر جست . اما از نظر وبر جامعه شناسی علم تفهمی کنش بشری است .او به رغم دورکیم که سرآغاز پژوهش خود را واقعیات مشاهده پذیر قرار داد  آغاز کارش رامعنای ذهنی فرد در نظر گرفت  و روشش را فهم نامید منظور او تلاش مشاهده گر برای درک کنش اجتماعی از رهگدر پیوندی همدلانه با کنشگر است پژوهشگر سعی دارد خود را با کنشگر و انگیزه های او یکی کند و سیر رفتار را از دید کنشگر به نظاره بنشینی. از نظر او چون افراد انگیزه هایی برای کنش هایشان دارند رفتار آن ها با معانی ذهنی هدایت می شود  افراد جامعه متفاوت از پدیده های طبیعی اند از این رو هنگامی که جامعه شناس به فهم معانی ذهنی کنشگران می پردازد عملش به فیسوف اجتماعی شبیه تر می شود تا یک عالم .تاکید شدیدش بر فرد و معانی درونی او از این جهت در تقابل با دورکیم است که دو رکیم  تنها واحدی که قابلیت تبیین شدن را دارد  جمع می دانست و از نظر او انگیزه ها و ادراکات فردی را موضوع تحقیق قرار دادن فداکردن تمام  چیزهایی می دانست که اهمیت جامعه شناختی دارند.دورکیم مدعی بود افراد طی برخوردهایشان ماده اجتماعی خلق می کنند و چون آن را نمی توان به اجزای سازنده اش فروکاست  به همین دلیل حالات ذهنی و عاطفی کنشگر به روشنی قابل درک نیست .  به همین دلیل است که دورکیم مدعی است باید تمام مفاهیم پیشین را کنار گذاشت که این مبنای روش علمی است  این در حالی است که وبر با آن دسته از اندیشمندانی که مدعی اند باید پیش فرض ها کنار گداشته شوند مخالف است و مدعی است چون همه پیش فرض ها را نمی توان از ذهن کنار گداشت ساخت اجتماعی واقعیت مسئله انگیز است .  او بر این ادعاست که واقعیت انسانی ما هرگز بدون پیش فرض ها قابل فهم نیست و این امر نشاندهنده معیار فراعلمی در داوری علمی است .سوالی که در این جا می توان مطرح کرد این است  وقتی او خود مدعی است واقعیت  انسانی بدون پیش فرض قابل فهم نیست چرا مارکسیست ها را به دلیل پافشاری بر پیش فرض هایشان مورد نقد قرار می دهد ؟

فرهنگ وطبیعت ثانوی

فرهنگ چگونه محلی برای نقد در جامعه سرمایه داری می شود

در جهان مدرن تمام ابژه ها خصلتی قابل فروش می یابند و کالا باز نمودی از آن ها محسوب می شود . کالا تولید شده در جامعه سرمایه داری از متن خود جدا می شود و در متنی غیر از آن چه بدان تعلق دارد حضور می یابد . این امر باعث می شود که انسان از خود به نفع شیء خارجیت یابد و بدین طریق از خود بیگانه می شود .این کالا که هستی و رفتار انسان را تعیین می کند  خود معیار انسان می شود و روابط انسانی را شی گونه می کند . برای پیشرفت شیء وارگی ضروری است تمام نیاز های جامعه به صورت مبادله کالایی انجام گیرد .پس ارزش های مصرف عموما به صورت کالا در می آیند که عینیت و شیئیت جدید کسب می کنند  که شیئیت ویژه و آ غازین آن ها را در هم می شکند و محو می سازد . در این جا می توان گفت کالا ها طبیعتی ثانوی میابند  یعنی آن کالایی که در آغاز برای استفاده خاصی منظور شده بود به راستی به عنوان چیزی برای رفع نیاز تولید نمی شود بلکه به عنوان کالایی مستقل  وارد بازار می شود و این همان بت وارگی کالاست .

جدایی                بیگانگی                 شیء وارگی                 بت وارگی کالا

در جامعه سرمایه داری فرهنگ از آن جا زمینه ای برای نقد فراهم می کند که شکلی مصرفی میابد .چون زندگی خصوصی و عمومی در این جامعه از هم جدا شده و قواعدی را وضع کرده اند که مردمان زندگی روزمره  باید مطابق آن عمل کنند  این قواعد چون از قابلیت زندگی روزمره غافلند یا شناخت مخدوش از آن ها دارند نوعی آگاهی کاذب به زندگی روزمره تزریق می کنند  زمان و مکان کار از زندگی روزمره جدا شده و این امر  بر روند کالایی شدن و سلطه روز افزون ایدئولوژی کمک  می کند.پرولتاریا در جامعه سرمایه داری  در شرایط زندگی اش کل جامعه مدرن را در اوج ناانسانی بودنشان گرد می آورد . پرولتاریا از آن جا که باید  کار خود را به مثابه کالایی که به او تعلق دارد بفروشد ودر نتیجه آن را از خود بیگانه می یابد و چون نمی تواند خود را بدون رهایی بخشیدن از کل جامعه رها کند  در او آگاهیی طبقاتی شکل می گیرد و جایگزین آگاهی کاذبی می شود که جامعه به او تحمیل کرده بود از این رو می توان نتیجه  گرفت که فرهنگ مصرف در جامعه سرمایه داری در نهایت این جامعه را بر حسب اقتصادش به نقد می کشد .

شی وارگی

 

مسئله بت وارگی کالا از مسائل ویژه دوران ما و سرمایه داری مدرن است . بت وارگی بدین معنا ست که رابطه اجتماعی به صورت رابطه یک شی با خودش در می آید . برای پیشرفت شی وارگی ضروری است تمام نیاز های جامعه به صورت  مبادله کالایی انجام گیرد.از این رو می توان گفت  ذات راستین کالا را فقط هنگامی می توان درک کرد که خود کالا مقوله عام کل هستی اجتماعی شده باشد . فقط در چنین زمینه هایی است که شی وارگی زاده مناسبات کالایی هم برای تحول جامعه و هم برای خود انسان ها اهمیتی تعیین کننده می یابد . مارکس معتقد است ویژگی اساسی دوران سرمایه داری این است که نیروی کار در چشم خود کارگر به صورت کالایی از آن او جلوه کند و فقط در این صورت است که صورت کالایی محصول کار اهمیت مییابد . به عبارتی دیگر صورت کالایی صرفا معلول آن است که این صورت ها ویژگی اجتماعی کار خود انسان را به صورت خصوصیات عینی محصول کار به شکل خصوصیات اجتماعی طبیعی این محصولات در نظرشان جلوه گر می سازد .می توان گفت چیزی در این میان جا به جا می شود یعنی رابطه اجتماعی تولید کنندگان با مجموعه کار به شکل رابطه میان اشیا نمودار می شود در فرایند کالایی شدن  نوعی عقلانیت همواره فزاینده و نابودی هرچه بیشتر صفات کیفی انسانی و فردی کار گر را می بینیم.

 در فرایند شی وارگی فعالیت و کار انسان به صورت چیز عینی و مستقل در برابر خودش قرار می گیرد .ذات ساختار کالایی عینیت مستقل میابد این عینیت چنان عقلانی و فراگیر به نظر می رسد که تمام نشانه های ذات اساسی خویش یعنی رابطه با انسان ها را محو می کند .به بیانی: چیزی بر انسان مسلط می شود که با قوانین خاص خود از انسان بیگانه است .این امر هم در عرصه عینی رخ می دهد و هم در عرصه ذهنی . در عرصه عینی دنیایی از اشیا و مناسبات بین چیزها نمودار می گردد که البته قوانین حاکم بر آن را انسان ها به تدریج می شناسند و می توانند از شناخت قوانین به نفع خود  استفاده کنند  اما قادر نیست با فعالیتش فرایند واقعی آن ها را دگرگون کند . در عرصه ذهنی  فعالیت انسان در اقتصاد کالایی پیشرفته از او جدا می شود و به کالایی تبدیل می شود که تابع عینیت بیگانه با انسان و قوانین طبیعی جامعه است که و مانند هر محصول مصرفی باید مستقل از انسان به راه خود ادامه دهد .

همگام با پیشرفت عقلانی شدن و ماشینی شدن فرایند کار فعالیت کار گر هرچه کمتر و نظاره گری او بیشتر می شود .در نهایت می توان گفت تمام شرایط اقتصادی و اجتماعی لازم برای زایش سرمایه داری در این سمت  پیش میروند که  روابط عقلانی شی وارگی را جایگزین روابط طبیعی کنند که مناسبات انسانی را آشکار تر نشان دهند .

سرفصل ها

1

Cultural Studies: Theory and Practice

Instructor: Carrie Anne Platt Office: ASC G6 (Garden Level of West Wing)

E-mail: cplatt [AT] usc [DOT] edu Office Hours: Tuesdays, 3 to 5 p.m., & by appt.

این درس یک مقدمه عمومی برای مطالعات فرهنگی با تاکید بر تاریخ یافته های نظری  و حدو مرزهای سنت ها ی آمریکایی و انگلیسی فراهم می کند این درس همچنین  به بررسی اثر آن چه استوارت هال به آن به عنوان وقفه های کلیدی چندگانه در پیشرفت عقلانی مطالعات فرهنگی اشاره می کرد می پردازد  .اتخاذ و انطباق مارکسیم و مفاهیم مارکسیستی ایدئولوژی.چالش رویکرد های فمینیست به سوالات جنس و جنسیت  . ومبارزه برای قراردادن موضوعات نژاد در دستور کار انتقادی ودر نهایت (می بینیم که آن) درگیر  تنش بین پروژه های سیاسی و نظری مطالعات فرهنگی از طریق ترکیب لوازم آموزشی وتحلیل های انتقادی  است

COURSE DESCRIPTION

This course provides a general introduction to cultural studies, emphasizing the history, theoretical foundations, and

disciplinary boundaries of both the British and American traditions. It will also examine the impact of what Stuart Hall

refers to as several key “interruptions” in the intellectual development of cultural studies: the adoption and adaptationof Marxism and the Marxist conception of ideology; the challenge of feminist approaches to questions of gender and

sexuality; and the struggle to put issues of race on to the critical agenda. Finally, it engages the tension between the

theoretical and political projects of cultural studies through a combination of service learning and critical analysis.

COURSE TEXTS

Morley, D., & Kuan-Hsing, C. (Eds.). (1996). Stuart Hall: Critical dialogues in cultural studies. New York:

Routledge. (ISBN: 0415088046)

استوارت هال :بحث انتقادی در مطالعات فرهنگی

Bennett, B. (1995). An essay on culture: Symbolic structure and social structure. Berkeley, CA: U of

California P

مقاله ای در فرهنگ:ساختار نمادین و ساختار اجتماعی.

(ISBN: 0520200179) [Recommended]

Additional readings, to be distributed via Blackboard (https://blackboard.usc.edu/)

COURSE REQUIREMENTS

Response Papers (5) 15%

Midterm Exam 20%

Final Project 40%

Class Presentation 10%

  • Participation 15%

GRADING SCALE

A 93 – 100 B- 80 – 82 D+ 67 – 69

A- 90 – 92 C+ 77 – 79 D 63 – 66

B+ 87 – 89 C 73 – 76 D- 60 – 62

B 83 – 86 C- 70 – 72 F 0 – 59

ADA COMPLIANCE STATEMENT

Any student requesting academic accommodation based on a disability is required to register with Disability Services

and Programs (DSP) each semester. A letter of verification for approved accommodations can be obtained from

DSP. Please be sure the letter is delivered to your instructor as early in the semester as possible. DSP is located in

STU 301 and is open 8:30 a.m. – 5:00 p.m., Monday through Friday.

2

COURSE POLICIES

Response Papers. You will be writing 5 short response papers over the course of the semester. For each

response paper, you should select a reading that you find particularly interesting or relevant to your experience.

In the first half of the paper, you will be asked to comment on and critique the reading (asking yourself what the

piece does well and what questions remained unanswered). In the second half of the paper, you should apply the

insights you’ve gained from reading and reflecting on the piece by analyzing a cultural artifact or social practice

that you encounter outside of the classroom. Offer a brief description, and then discuss how this reading has

enhanced or changed your perspective on the phenomena identified. Your response paper grades will be based

on your level of engagement with / understanding of the readings, and the completeness of your discussion and

analysis. Aim for 2-3 pages per response. Due dates are specified in the course schedule.

Final Project. The final project for this course is designed to acquaint you with the political project of cultural

studies, while testing the real-world relevance of intellectual labor. Each student will be given the opportunity to

assist with and participate in an event sponsored by a local interest group (social, political, environmental, etc.)

The written portion of the final project will ask you to engage with cultural studies scholarship, specifically to

investigate the relevance of such writings for those working to enact change in the world outside academia. You

will be asked to share your experience via a brief presentation in the last week of class.

Participation. You should be prepared to discuss both the course readings and current events in class each

week. It should go without saying, but you are expected to answer questions if called upon in class. You are

allowed two “passes” per semester. Remember that participation is worth 15% of your final course grade.

Attendance. You are allowed 3 absences, no questions asked. After that, each absence may reduce your final

course grade by as much as 1 letter grade. Accruing more than 6 absences risks failure in the class. Arriving late

or leaving class early counts as 1/2 of an absence. I don’t differentiate between excused and unexcused

absences, so it’s a good idea to save your 3 absences for illnesses, out-of-town events, or family emergencies.

Assignments/Exam. Due dates are final, and all assignments are due before class begins. If you are absent the

day a written assignment is due, you will receive a 10% deduction in assignment grade for each day that the

assignment is not turned in. A makeup exam will only be given in the event of a documented family or medical

emergency on exam day; all others receive an automatic F. You must complete all course requirements to pass.

Grades. Questions about grades should be addressed in a timely manner. There is a 24-hour “wait period” after

receiving a grade, but then you should address concerns within the next 10 days. After this time period, all

grades are considered final. Grade challenges must be submitted in writing. Challenging a grade is equivalent to

requesting a re-grade. The revised grade may be higher or lower than the original grade.

Academic Integrity. All assignments must be the original work of the student and not used for any other course.

Violation of this policy is an Academic Integrity violation.

>> The Annenberg School for Communication is committed to upholding the University’s Academic Integrity Code as

detailed in the SCampus guide. It is the policy of the School of Communication to report all violations of the code. Any

serious violations or pattern of violations of the Academic Integrity Code will result in the student’s expulsion from the

Communication major or minor. The University presumes that you are familiar with its standards and policies. Should

you be found to have committed a violation, ignorance of these standards and policies will not be accepted as an

excuse. For further clarification, please refer to “University Student Conduct Code” and “Appendix A” in SCampus. <<

3

COURSE SCHEDULE

Week 1 – What is Cultural Studies?

January 9 Introduction to the Course

Handout: Contacts for Final Project

January 11 “Cultural Studies and its Theoretical Legacies,” from Stuart Hall (pgs. 262-275)

“Pop Goes the Academy: Cult Studies Fights the Power” – Berube (1992)

Week 2 – The British Tradition and its Translations

January 16 “Culture is Ordinary” – Williams (1958)

Excerpts from Doing Cultural Studies – du Gay, Hall, Jane, Mackay, & Negus (1997)

January 18 “The Americanization of Cultural Studies” – Pfister (1991)

“On the Impossibility of a Global Cultural Studies,” from Stuart Hall (pgs. 361-391)

Week 3 – Structure, Agency, and the Sociology of Culture

January 23 “A Theory of Structure: Duality, Agency, and Transformation” – Sewell (1992)

“Structure, Agency, and the Sticky Problem of Culture” – Hays (1994)

January 25 “Ideological Work in Empirical Studies of Culture,” from An Essay on Culture (pgs. 75-113)

Response Paper 1 Due

Week 4 – Culture / Discourse / Power

January 30 Excerpts from Distinction: A Social Critique of the Judgement of Taste – Bourdieu (1987)

“Concerted Cultivation and the Accomplishment of Natural Growth” – Lareau (2003)

February 1 “Two Lectures” – Foucault (1976)

“Method” [from The History of Sexuality] – Foucault (1978)

Week 5 – Marxism and the Study of Culture

February 6 “German Ideology,” “Critique of Political Economy,” & “Capital” Excerpts – Marx & Engels

“Ideology and Ideological State Apparatuses” – Althusser (1971)

February 8 “Hegemony, Intellectuals and the State” – Gramsci (1992)

“The Problem of Ideology: Marxism without Guarantees,” from Stuart Hall (pgs. 25-46)

4

Week 6 – The Production of Culture

February 13 “The Work of Art in the Age of Mechanical Reproduction” – Benjamin (1969)

“The Political Economy of Popular Music” – Storey (1996)

February 15 Excerpts from Manufacturing Consent – Herman & Chomsky (2002)

“The Business and Politics of Gay Marketing” – Sender (2004)

Response Paper 2 Due

Week 7 – The Reception of Culture

February 20 “Encoding/Decoding” – Hall (1980)

“Television Audience Research: A Critical History” – Morley (1992)

February 22 “Banality in Cultural Studies” – Morris (1990)

“The Act of Reading the Romance” – Radway (1984)

Week 8 – Gender, Feminism, and Sexual Politics

February 27 “Stories of Feminism in the 1970s at the CCCS,” in Stuart Hall (pgs. 276-287)

“Introduction: Feminism, Western Culture, and the Body” – Bordo (1993)

“Beauty (Re)Discovers the Male Body” – Bordo (1999)

March 1 “Thinking Sex: Notes for a Radical Theory of the Politics of Sexuality” – Rubin (1989)

“What Is Reproductive Politics?” – Sollinger (2005)

Week 9 – Midterm

March 6 Midterm Review

Response Paper 3 Due

March 8 Midterm Exam

Week 10 – Spring Break

Week 11 – Family Values and the Rhetoric of Cultural Politics

March 20 “The Way We Were: Defining the Family Crisis” – Coontz (1992)

“The Rhetoric of ” – Cloud (1998)

March 22 “’Forever is a Long Time’: Romancing the Real in Gay Kinship Ideologies” – Weston (1998)

Introduction to Motherhood in Black and White – Feldstein (2000)

5

Week 12 – Race, Class, and Popular Culture

March 27 “New Ethnicities,” from Stuart Hall (pgs. 441-449)

“The Face of America and the State of Emergency” – Berlant (1996)

March 29 “Money and Morality” – Hays (2003)

Excerpts from Enlightened Racism – Jhally & Lewis (1992)

Response Paper 4 Due

Week 13 – Contesting Culture / Consuming Culture

April 3 Intro to Learning to Labor: How Working Class Kids Get Working Class Jobs – Willis (1977)

“From Culture to Hegemony” [from Subculture: The Meaning of Style] – Hebdige (1979)

April 5 “Is Consumption Good for Thinking?” – Canclini (2001)

Introduction to Nation of Rebels – Heath & Potter (2004)

Week 14 – Techno-Culture

April 10 “A Cyborg Manifesto” – Haraway (1991)

“Daily Life in Cyberspace” – Rheingold (2000)

“The Perfect Thing: How the iPod Shuffles Commerce, Culture, & Coolness– Levy (2006)

April 12 “Virtuality and its Discontents” – Turkle (1995)

“A Rape in Cyberspace” – Dibbell (1993)

Week 15 – Politics Inside and Outside of the Classroom

April 17 Excerpts from The Professors: The 101 Most Dangerous Academics… – Horowitz (2006)

Excerpts from What’s Liberal About the Liberal Arts? – Berube (2006)

April 19 “Bite Size Theory: Popularizing Academic Criticism” – Berube (1993)

“The Formation of a Diasporic Intellectual: An Interview with Stuart Hall” (pgs. 484-503)

Response Paper 5 Due

Week 16 – Reports from the Front: On the Relevance of Cultural Studies outside the Academy

April 24 Final project presentations

April 26 Final project presentations

Your final Project is due Tuesday, May 8, by 11 a.m.

کسوف امر اجتماعی 2

پساساختارگرایی و گفتمان

پسا ساختارگرایی نظریه ساختار گرایی را نقطه آغاز خود قرار می دهد اما تغییرات عمده ای در آن ایجاد می کند . در پسا ساختار گرایی ساختار ها به پدیده های تغییر پذیر بدل می شوند .ساختار گرایان کلیشه ای نقشه یک ساختار را در دو نقطه زمانی مختلف ترسیم می کنند و در می یابند که ساختار ها در این بین تغییر کرده است.اما ابزاری برای توضیح این تغییر ندارند. پسا ساختار گرایی تلاش می کند دو سطح دستگاه زبان و گفتار  ساختار و پرکتیس را در قالب فرایند ی واحد با یکدیگر تلفیق کند به این ترتیب ساختار به جای آن که یک پدیده بنیادین باشد صرفا در قالب پرکتیس های گفتمانی وجود خواهد داشت که آن را باز تولید می کنند یا تغییر می دهند .

فوکو معتقد است هیچ چیز غیر گفتمانی و بیرون از گفتمان وجود ندارد .منظور از گفتمان این است که زبان در چهار چوب قالب هایی ساختار بندی شده و مردم به هنگام مشارکت در حوزه های مختلف حیات جتماعی در گفتار خود از این قالب ها تبعیت می کنند .بنابراین می توان گفت که گفتمان شیوه ای خاص برای سخن گفتن در باره جهان برای ما فراهم می کند و می توان گفتمان را در انواع گوناگون مطالعه ها و برای کند و کاو در قلمرو های مختلف اجتماعی استفاده کرد .فوکو به نقش تعیین کننده نهادها و بافت های اجتماعی در گفتمان اشاره می کند و می گوید گفتمان مجموعه ای از پاره گفتارهایی است که در بطن یک اجتماع وضع شده است .این پاره گفتارها واجد معنا نیرو و تاثیر در یک بافت اجتماعی است . نسبت دادن معنا به پدیده ها در چهار چوب گفتمان ها موجب برساختن و تغییر جهان می شود به این معنا که تغییر در گفتمان وسیله ای است برای تغییر جهان . کشمکش در سطح گفتمان موجب تغییر و نیز باز تولید اجتماعی می شود .از نظر فوکو آن چه به نظر ما معنا دار می آید وابسته به ساختارهای گفتمانی است . و تحلیل این ساختارها از نظر فوکو دیرینه شناسی است .دیرینه شناسی فوکو نقش ساختارهای گفتمانی را در ساخته شدن امر واقع نشان می دهد .اما بر این عقیده  هم است که این واقعیت ساخته شده در گفتمان بر اندیشه و رفتار ما اثر می گذارد .به نظر فوکو گروه های گفتمانی سامان معرفت را تشکیل می دهند .واین ساختار های گفتمانی در این سامان معرفت نتیجه تعامل طیفی از گفتمان هایی است که که در آن زمان خاص رایج و واجد صلاحیت اند .تحول نا متداوم در ساختار های گفتمانی به عقیده فوکو منجر به گسست های معرفتی می شود ..

منبع :

نظریه و روش در تحلیل گفتمان ترجمه هادی جلیلی

گفتمان از سارا میلز

 

رویکردهای انتقادی و رهایی بخش در آثار دورکیم

دورکیم متحول اندیشه اجتماعی جدید

پرداختن به سرچشمه و سرشت نیروهای اخلاقی را  به وضوح در آثاردورکیم می توان دید .او نه تنها به انتقاد از فیلسوفان اجتماعی محافظه کار پرداخت که در آرزوی بازگشت به نوعی نظم اخلاقی منسوخ بودند بلکه لیبرال های فایده گرا که  معتقد بودند جامعه جدید باید بر دادو ستد مبتنی باشد مورد انتقاد قرار داد او معتقد است وجود مبادله مبتنی بر قرار داد از قبل اقتداری اخلاقی را مفروض می شمرد . از نظر او سرشت اجباری اعمال اخلاقی از محتوای آن ها نشات نمی گیرد بلکه از تضمین هایی حاصل می شود که ریشه در نقض قاعده ای اخلاقی دارد و بنا بر این اجتماعی است . دورکیم معتقد بود که انضباط بعد ضروری رفتار اخلاقی است ولی خصلت این انضباط در جریان تکامل اجتماعی تغییر می کند . بر خلاف آن چه که فیلسوفان به طور سنتی باور داشته اند آزادی انسان را نمی توان بیرون از تاریخ تحلیل کرد زیرا خود محصول دگرگونی اجتماعی است .بسیاری ازفلاسفه اخلاق به ویژه  فایده گرایان انضباط و آزادی عمل را نقیض یکدیگر شمرده اند ولی فقدان انضباط اخلاقی با بی هنجاری برابر است .قواعد اخلاقی چهار چوب لازم را برای یک  حیات انسانی مستقل و راضی کننده فراهم می کند .چرا که خواسته های اجتماعی را باید از طریق اجتماعی بر آورد وگرنه خودپرستی سیری ناپذیر و به طبع آن بیزاری از دنیا نتیجه آن خواهد بود . دورکیم معتقد بود که انضباط به معنای اطاعت کورکورانه نیست .به عبارتی سازگاری یعنی وفاداری ناشی از تفکر . در درس های دورکیم در باره آموزش انضباط مدرسه و رابطه آن با مقتضیات انضباط  اخلاقی در مرکز توجه اوست . او نتیجه می گیرد تنبیه بدنی باید در مدارس ممنوع شود این تنبیه نه تنها بازدارنده نیست بلکه به طور جدی با آرمان های اخلاقی که اهمیت اساسی دارند یعنی با احترام به آزادی و حرمت فرد که در فرد گرایی اخلاقی جلوه گر می شود به تعارض بر می خیزد . او می گوید تنبیه تجاوز به حس حرمت به انسان است که یکی از هدف های مهم آموزش اخلاقی است.

دورکیم در سال 1895به این نتیجه رسید که قواعد اخلاقی را به بهترین وجه در دین می توان دید چون چیز های مقدس از یک سو ترس و احترام بر می انگیزد و از سویی امر به فداکاری و ایثار می کند دورکیم توتمیزم استرالیایی را به عنوان موضوع مطالعه بر گزید سادگی این نظام دینی به او این باور را داد که عناصر دینی را به بهترین نحو آشکار می کند اما مطالعات بعدی خلاف این را نشان داد چون بسیاری از صور این نوع توتمیزم  مثل مراسم منظم یا در جاهای دیگر نیست یا بسیار متفاوت است علاوه بر آن بسیاری از مردم شناسان حتی قبول ندارند که توتمیزم صورتی از دین است بلکه آن را نوعی مناسک  می پندارند علاوه بر آن تعریف دورکیم از دین وابسته به تقابل لاهوتی و ناسوتی به عنوان قلمرو های مجزا و مخالف هم است اما چنین به نظر می رسد که آن چه او به عنوان لاهوتی و ناسوتی از هم جدا می کند چه بسا که در زندگی روزمره با یکدیگر می آمیزند .بسیاری از نویسندگان دین را چیزی شمرده اند که متضمن شناسایی وجود های فوق طبیعی است .اما دورکیم تصریح کرد که امر فوق طبیعی در واقع تحولی است مربوط به اعصار جدید زیرا این تصور میزان معینی از دنیوی شدن را مفروض می گیرد .از نظر او فوق طبیعی در تقابل با دنیای طبیعی که قوانین غیر  مشخصی بر آن حاکم است معنا می یابد . با مقایسه نظر دورکیم در باره دین با آثار فوئر باخ و مارکس در می یابیم که در آن دو فرض بر این است که ارزش های دینی تجسم آرمان های رمز آلودند که تحقق آن ها تنها با نقد اجتماعی میسر است . ولی دورکیم هرگز چنین نظری را اختیار نکرد او بر این اصرار داشت که هیچ دینی کذب نیست زیرا مبین وجوه واقعیت اجتماعی است و نیاز های عملکردی مشخصی را بر می آورد .گهگاه اشاره می شود که نظریه دورکیم به تاثیر دین بر تغییر اجتماعی توجه ندارد و نظریه او بیش از همه متوجه عملکردهای دین برای حفظ انسجام است برخی هم معتقدند که او در جامعه شناسی اش پدیده تعارض را به دست نسیان می سپارد . اما در حقیقت چنین نیست .

بحث بر انگیز ترین مفهوم دورکیم  در کتاب قواعد روش این بود که معتقد بود حقایق اجتماعی را باید به عنوان یک چیز تلقی کرد این حکم او بیشتر به عنوان یک اصل روش شناختی فرض شده بود تا هستی شناسی. دورکیم نگران تنشی بود که جوامع عصرش را فرا گرفته بود ولی گرایش داشت که تعارض ها را در قالب تقابل های فردی فرد و جمع در ذهن تصور کند نه تقابلهای گروه های ذینفع در نظام سلطه وانقیاد .  .یعنی ما باید چنان به مطالعه واقعیات اجتماعی بپردازیم که گویی به اشیا و پدیده های طبیعت می پردازیم چون دورکیم معتقد است که جامعه قسمتی از طبیعت است و علم جامعه باید بر همان اصول منطقی قرار گیرد که در علوم طبیعی جاری است .اما حقیقت این است که دنیای اجتماعی مثل دنیای طبیعی نیست چون در مطالعه جامعه با دنیایی روبه رو هستیم که قبلا تفسیر شده و تلاش های فعالانه آن را تداوم بخشیده است شرط ورود به این دنیا و توصیف مشخصات آن این است که سرشت با معنای فعالیت اجتماعی را درک کنیم .

برداشت دورکیم از روش جامعه شناسی به بهترین نحو در کتاب خودکشی نمایان است .اغلب نویسندگان در حالی که معتقد بودند که خودکشی بیشتر از عوامل اجتماعی متاثر است معتقد بودند که عواملی مثل پریشانی روانی در علت شناسی این مرض مهم اند .اما دورکیم معتقد است که چنین نیست خودکشی یک حقیقت اجتماعی است و باید با سایر حقایق توضیح داده شود از نظر او خودکشی به اعتبار توزیع اجتماعیش حقیقتی اجتماعی است . نقدی که به دورکیم وارد است این است که او در نظریه خودکشی خود جایی برای مفهوم سرشت عقلانی باقی نمی گذارد . یعنی نظریه او نظریه جبر گراست که خودکشی را نتیجه عوامل اجتماعی می داند که بر انواع خاصی از افراد مؤثر می افتد .

به نظر دورکیم جامعه شناس به مانند طبیبی است که یافته های علمی را برای تشخیص بیماری از تندرستی به کار می برد .یکی از هدف های تقسیم کار این است که نشان دهد گسترش آرمان های فرد گرایانه نشان دهنده  شرایط بیمار گونه جامعه نیست بلکه بر عکس بیان عادی و سالم دگرگونی های اجتماعی است که در کار به وجود آوردن صورت جدیدی از همبستگی است . اما بر خلاف نظر دورکیم به سختی می توان ابزاری برای فرا تر شدن از بحث فلسفی دو گانگی واقعیت و ارزش فراهم کرد . به نظر دورکیم جامعه شناسی می تواند به تشخیصی علمی در بیماری شناسی اجتماعی نایل آید همان طور که طب می تواند بیماری جسمی را تشخیص دهد . ولی مدافع دیدگاه فلسفه سنتی به سادگی پاسخ می دهد که طب در واقع نمی تواند از طریق روش های علم تجربی تشخیص دهد که معنای بیمار بودن چیست . هنجار های سلامت و مرض متضمن ارزش هایی است که حقانیت آن ها را علم طب مشخص نمی کند بلکه بر عکس این ارزش ها دال بر هدف هایی است که طب ابزار آن هاست  .

متن فوق با مطالعه و خلاصه کتاب دورکم اثر آنتونی گیدنز  ترجمه یوسف اباذری فراهم آمده است و سعی بر آن شده که رویکردهای انتقادی و رهایی بخش در آثار دورکیم از این کتاب بیرون کشیده شود .

 

قواعد روش جامعه شناسی دورکیم (قسمت ششم)

جامعه شناسی از راه مقایسه فقط جامعه شناسی است

دورکیم در فصل ششم قواعد جامعه شناسی بر این عقیده است که تنها روش مناسب جامعه شناسی روش مقایسه خواهد بود ودلیل این مدعی را تن ندادن پدیده اجتماعی به عمل آزماینده ذکر کرده است .او بر این باور است که جامعه شناسی با از دست دادن صورت وصفی خود و مبین ساختن وقایع به صورت جامعه شناسی مقایسه ای بیرون خواهد آمد و براین اعتقاد است که برای آن که روش مقایسه را به نحوه علمی به کار بریم باید این امر رابه خاطر داشته باشیم که معلول واحد همواره با علت واحد مطابقت دارد .او با اشاره ای به صورت های مختلف این روش یعنی روش بقایا و روش توافق و تمایز به این نکته اشاره می کند که روش تغییرات متقارن از همه مطلوب تر است .اساس این روش را به این گونه ذکر می کند وقتی دو پدیده از لحاظ ارزشی موازی باشند به شرط آن که عده موارد موازی کافی و این موارد به قدر کافی متنوع باشد این توازی دلیل بر این است که میان دو پدیده مذکور رابطه ای وجود دارد .مزیت این روش این است که از درون به رابطه علی دست می یابد علاوه بر این این روش نشان می دهد که دو واقعه لااقل از لحاظ کمیت خود ازهم بهره مند می شود و همین تاثیر و تاثر متقابل به تنهایی برای اثبات این که دو واقعه نسبت به هم بیگانه نیستند کافی است .دلیل دیگر برتری روش تغییرات متقارن این است که برای این که این روش به نتیجه برسد وجود چند واقعه کافی است یعنی همین که ثابت بشود که در عده ای از موارد دو پدیده مانند یکدیگر تغییر می کنند می توان اطمینان داشت که قانونی در میان است .جامعه شناس می بایست اطلاعات قوم نگاری را به عنوان مکمل اطلاعاتی به کار برد با این کار سرو کارش با عده ای معدود از وقایع است با این کار دایره مقایسات او تنگ خواهد شد و مقایسه با روح انتقادی بیشتر انجام خواهد گرفت .دورکیم معتقد است برای آن که این روش به ثمر برسد باید یک سلسله از تغییرات منظم را که اجزایشان حتی الامکان به نحو پیوسته ای درجه بندی شده است و گذشته از این دارای وسعت کافی است با یکدیگر مقایسه کرد دورکیم در انتهای این بخش با اشاره به این که هر جامعه نوخواسته دنباله ساده حالتی نیست که اجتماعات پیشین در پایان عمر خود بدان رسیده بودند مدعی می شود که باید عامل زمان را که اخلال گر است حذف کنیم وبرای رسیده به این منظور کافی است که اجتماعات مورد مقایسه را در مرحله ی واحدی از تطور در نظر بگیرم.

کوتاه ازگافمن

گافمن  در 11ژوئیه 1922در یکی از شهر های آلبرتای کانادا دیده به جهان گشود تحصیلات بالاتر از لیسانس را در دانشگاه شیکاگو در هر دو رشته جامعه شناسی و انسان شناسی اجتماعی  ادامه داد .او از آغاز دهه 1980 به عنوان یک نظریه پرداز مهم و اساسی مطرح شد اروینگ گافمن در سال 1981یک سال قبل از مرگش در شرایطی به ریاست انجمن جامعه شناسی آمریکا برگزیده شد که به علت بیماری و وخامت اوضاع قادر به ایراد خطبه سخنرانیش نبود

گافمن را معمولا عضو مکتب شیکاگو و یکی از نظریه پردازان کنش متقابل نمادین می دانند چرا که او به وامداری از زیمیل یعنی پدر کنش متقابل نمادین به رسوم خرد زندگی روزمره توجه می کرد .این در حالی است که کالینز او را به انسان شناسی اجتماعی بیشتر وابسته می داند .چرا که گافمن به این قضیه می پرداخت که که چگونه جامعه انسان ها را به ارائه تصویر از خود وامی دارد. کالینز گافمن را پدر روش شناسی مردم نگار و بنیان گذار تحلیل گفت و گو می داند گافمن در بررسی تجربی و نزدیک زندگی روزانه پیشگام بود .

روشی که گافمن در مطالعات خود به کار گرفته بود روش نوآورانه بود .مشاهده نزدیک تک نگاری و کارهای میدانی از روشهایی بود که او برگزید .نظریه های او بر نظریه کنش متقابل نمادین  ساختارگرایی و روش شناسی مردمنگارانه اثر گذاشته است برای همین مدت زمان زیادی با نفوذ می ماند